كه درآخرين پناهگاه زمان خفته ايد
اي لحظه هاي من
كه سازنده و معمار گذشته من بوديد
كه اكنون آغوش زمان را رها مي كنيد
تا آينده ام را بسازيد
با ظرافت گذر خود چه كرديد با دل بي سوداي من ؟
اي لحظه هاي خوب و زيبا
اكنون كه مي روم براي سير و سفر
اين آخرين وقار كهنه گذشته ها را مشكنيد
اي لحظه هاي من
كه از من گريزانيد
بي شما به استقبال آينده مي روم
بي شما به انتظار آن مي نشينم كه نه مي دانم چيست
و نه مي شناسمش
تنهاي تنها درتاريكي شب ها مي رفتم
دست هاي من از فانوس خالي شده بود
همه انديشه هايم به ناكجا رفته بود
دست من
انگشتان من خوشه هاي خشم را مي فشرد
ثانيه هاي من از انعكاس بي كسي ام لبريز مي شد
تنهاي تنها بودم
درتاريكي شب
باورمي كني؟
تنها
من ازبيراهه غربت سفر كرده بودم
شب انتظار تنهايي مرا مي كشيد
ماه منتظر بود تا من تب دار گردم
دريا منتظر بود تا فانوس دريايي من
راه را براي قايقران سرگشته روشن كن
ولي هيچ يك ...
من مي رفتم
من مي آمدم
من آغاز يك تنهايي بودم
اما ناگهان
توآمدي
از كجا برقلبم نشستي ؟نمي دانم
شايد ازافق روشنايي
چون كنار فرود تو هنوز غبار و ذرات متراكم نورغلتان بود
دست مرا گرفتي و بردي
مرا ازميان انديشه هاي هيچ
از ميان تنهايي هاي بي پايان گذر دادي
تا دروجود معلوم خود به خويش پيوندم دهي
من دستم را با جسارت برسراسر پيكر تنهايي خود كشيدم
ديگر وجود تنهايي ام سرد نبود
خوشه خشك خشم را كه فشرده بود به باد بخشيدم
انديشه هايم بارور شدند
اكنون در اكنون معلوم
درآهنگ پربار زمان
دراين ثانيه هاي سرد
دوباره تو را مي جويم
ميان ما دنياي از دانسته هاست
روشنايي شبها،انديشه هاي پرثمر،فراموشي دردهاست
ميان ما شبهاي تنهايي بي پايان من درجست و جوي توست
آلبوم جدید علی حسینی به نام چهار
دموی جدید و بسیار زیبا از هیچکس . آلبوم جدید هیچکس به نام جنگل آسفالت به زودی وارد بازار خواهد شد
۵تا آهنگ جدید از حامد هاکان
128 MP3

هیچگاه از عشق خود سخن مرانید
چون فقط عشق نهفته است که دوام می آورد
زیرا نسیم ملایم بارامی میریزد.
بآرامی و نادیده میگذرد.
به عشق خود گفتم تمتمی مکنونات قلبی خود را
لرزان و ترسان به او گفتم راز خود را
و او از من جدا شد
و چون از کنار من رفت
رهگذری فرا رسید.
نادیده وآرام سر رسید
و با آهی او رابا خود برد
قلب من میگوید که دیگر دوستم نداری
زمانی که با تو بودن تپشی فرح انگیز در قلب من ایجاد میکرد.
و حال با تو بودن تپشی نا مطبوع قلب مرا فرا میگیرد
زیرا تشویش شنیدن کلام دیگر دوستت ندارم به لرزه دچارش میسازد.
زمانی هر تپش قلبم سخنی می گفت
می گفت دوستم دارد
من نیز دوستش دارم.
اما حالا میگوید دوستم ندارد .
آخر چرا؟
لرزش دل سبب به تلاطم انداختن چشمه هاي اشك در گوشه چشم مي شود، قطره هاي زلال و پاكي كه از هر چشمه اي در دنيا پاك تر است. انسان فقط در زمان شكسته شدن اشك مي ريزد، چه اشك غم باشد و چه اشك شوق.
زيباترين لحظه و با شكوه ترين مواقع، زماني است كه يك انسان با اشك ريختن تواضع و فروتني را نشان مي دهد.
رسيدن به محبوب، از دست دادنش، ترس از خداوند، به دنيا آمدن، از دنيا رفتن، درد اندام ها و خواستن خواسته هاي مادي و معنوي، مشك هاي اشك را مي زند و اشك در محيط چشم لايه مي بندد. حال تلنگوري لازم است تا اين محيط را بشكند تا اشك متولد شده و بر روي گونه سرازير شود و بر روي لب بميرد.
اشك شكستن درون انسان در مقابل اميال بروني است، اشك خالي شدن انسان از بارهاي دروني است، اشك بلور متبلوري است كه از دل تراوش شده و مرواريد ذهن انسان است
امروزه انسان ها كمتر اشك مي ريزند، از اشك به دور شده اند، چون عشق دروني انسان كمرنگ شده است. انسانيت به يغما رفته است، دل ها كدر شده، مكانيزم هاي توليد اشك قفل شده اند.
بياييم اشك ريختن را تمرين كنيم، دل ها را صاف كنيم، امروزه ما به يك لايروبي دل محتاجيم. اشك يك لايروب قوي است به شرطي كه از دنياي شلوغ و پر سر و صدا كناره بگيريم و با عينك مخصوص به دنيا نگاه كنيم. اشك ها را هدايت كنيم و به اشك به عنوان يك ميراث عشق بنگريم.
اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد
اي اشك نگاه خسته ام را درياب اين چشم به خون نشسته ام را درياب
از زندگي ام فقط تو ماندي اشك اين عمر زهم گسسته ام را درياب
پاییز با تو از راه رسید ...
و پرنده های غریب آرزوهایمان چه آزادانه پر گشودند به سوی دستانت
چه غریب در پشت پنجره های غربت صدایمان را به آسمان فرستادیم
تا از فرشته ها ارمغان پاییز را بگیریم ...
و چه زیبا بود لحظه هایی که نگاهمان تلاقی عشق دو کبوتر را به یاد می آورد...
تو با برگها به زمین آمدی و با نسیم صبحگاهان از خاطره ها زدوده شدی ...
و فقط در یاد و خاطره دو نرگس عاشق ثابت ماندی....
تو را دوست میدارم و تنها تو را چرا که هنوز به یاد تلاقی نگاه خسته ام بر چشمان پر نیازت
می توانم زندگی کنم.
من عاشق بوی دستان گرمت هستم که در هر فضایی بوی بهار را میدهد و عاشق آن نگاه
خسته ات که بوی نیاز گمشده را میدهد.
دوستم بدار تنها برای یک لحظه و تنها برای یک لحظه صدایم کن تا دنیای خوب افسانه هایم را
با ناقوس صدایت به آخرین پرواز نگاهت بسپارم ...
شانه هایت چه غریبانه می لرزد از ترس جدايی بود ....

درعمق این ترانه های مبهم به دنبال چیزی می گردم که مرا از سرگردانـــی میان این بود ونبودها رها سازد ،مرا که در آستانه ی دیوانگی ام را به جنونبرساند و تمام شب را که تا مرز صبح با تو گذشت را از گــــناه پــــاک کند.
شاید بودنت را می خواستم تا وجودت را لـــمس کنم تا افکار پریشانـــم را بافلسفه ی عشق تو سامان دهم ...امـا ...چه شد ..جز خیــــانت به پاکــی عشقتو پاکدامنی عشق را به لــــــجن کشاندی و برای توجیح تمام کارهایـــت فقطیک جمله گفتی ....«اتفاق می افتد و نمی شود جلوی اتفاق را گرفت» ....
حالا مرا ببین،من ثمره ی اتفاقِ افتاده ام ...منـی که دیگرحتی وقتــــی به توفکر می کنم تمام تنم به لرزه می افتد و در بی انـتها ترین نقطه ی تنـــــفر ازتو فـــرار می کنم ... منی که دیگر قلبم را هیچکـس نمی تواند تـــــسخیر کند چون،تو دیگر قلبی برایم باقی نگذاشته ای .
گذشتن از تو راحت نیست ،نمی توانم تو را ببخشم ....هــرگز ...هـــــرگز...
اصرارنکن!
تو مرا با گناه نکرده ام به نقطه ای دور در میان آدمک هایی که از داشــتن امید هم ناامیدند وامـــــتداد نگاهشان فقط به پوچی مطلــق می رسد تبــعیدکرده ای ... نمی توانم تو را ببخشم ...آخر ببین با من چه کــرده ای .......
هرگز نمی بخشمت!...هرگز..
خدايا! ديده دلمان را با نور خودت روشن فرما.
خدايا! به خلوت نشينان دل شب سوگند! از دلمان كدورتها را دور ساز.
خدايا! دلمان را از پرتو ذاتت روشن گردان.
خدايا! دلمان را نواى عاشقانه عطا كن و چنان كن كه از دلمان جز ناله عشق برنخيزد.
خدايا! دلمان را سرشار از تقوا كن.
خدايا! دلمان را جايگاه شيطان مساز.
خدايا! دلمان را از چنگال نَفْس و وسوسه هاى شيطان رها ساز.
خدايا! چنان كن كه فقط با تو و به تو دل خوش كنيم.
خدايا! دلمان را از خود محجوب مكن.
خدايا! دلى سليم و قلبى منيب عطايمان كن.
خدايا! دلمان را لبريز از نور ايمان كن.
خدايا! ما را اهل دل گردان، نه بنده دل.
خدايا! چشم دلمان را باز فرما.
خدايا! دلمان را به قدّ و خَد و خَط بى مثالت مشتاق گردان.
خدايا! چنان كن كه همه دل باشد و همه دل.
خدايا! كور چشم از مشاهده خَلْق محروم است و كور دل از مشاهده حق. مارا در زمره اين دو گروه قرار مده.
خدايا! دل را بيمار و از خود منحرف نفرما.
خدايا! چنان كن كه تو را ياد كنيم و دلمان لبريزاز ياد تو باشد.
خدايا! با تغذيه حلال دلمان را رشد دِه.
خدايا! با ياد خود دلهامان را آرامش و آسودگى بخش.
خدايا! مگذار خنده هاى بسيار و بلند دلمان را بميراند.
خدايا; اى مقلّب القلوب! دلمان را از غفلت بگردان و بيدار ساز.
خدايا! اخلاق ناپسند، بويژه بُخل و سوءخُلق رااز دلمان دور كن.
خدايا! مارا دلسوز حال مردم قرار ده.
خدايا! ما را سنگدل مكن.
خدايا! مارا از سوز و اشتياق دل براى تو، بىخبر نگذار.
خدايا! دل مارابه معصيت شاد مگردان.
خدايا! چنان كن كه از گفتن و شنيدن چيزهايى كه دلمان را مىميراند، دورى كنيم.
خدايا! دل ما را از دنيا و زخارف آن جدا ساز.
خدايا! لذت گناه را از دلمان بِدَر كن.
خدايا! با پروا از خودت ، ياد مرگ و تلاوت كتابت، دلمان را جلا ده.
خدايا! دلمان را آرام كن و آسودگى بخش.
خدايا! دلمان را به ديدار صاحب جمال و كمال الهى خيره گردان.
خدايا! چنان كن كه دل از خاك و مال برداريم.
خدايا! چنان كن كه دلى از ما نرنجد.
خدايا! ما را از اسرار دل با خبر كن.
خدايا! دل بى دردمان را به درد آور.
خدايا! دل را كه حَرَم توست، حفظ فرما.
خدايا! دلمان را بشكن.
خدايا! دعاى خسته دلان را مستجاب گردان.
خدايا! سخنى را كه از دل برآيد، بر دلمان بنشان.
خدايا! ما را در زمره دلشكستگان و دلسوختگان قرار بده.
خدايا! ما را دلباخته جمال خود كن.
خدايا! چنان كن كه آيه تطهير و صفاى دلمان را تلاوت كنيم.
خدايا! دلمان را از عشق به خودت روشن گردان.
خدايا! دلمان را به بهترين نيّات منتهى گردان.
خدايا! دلمان را پاكى ده.
خدايا! چنان كن كه دل فقط به تو رو كند.
خدايا! به عزت و جلالت! آگاهى و نورانيّت دل به ما عطا فرما.
خدايا! مگذار دل كسى را بسوزانيم يا بشكنيم.
خدايا! دلمان را از دانش و معرفت و بصيرت سرشار كن.
خدايا! نعمت لقايت را روزيمان گردان.
خدايا! چنان كن كه از لقايت در غفلت نباشيم.
خدايا! گفتار و كردار و نوشتارِ نيك را روزيمان قرار ده.
خدايا! درهاى رحمتت را به رويمان بگشا.
خدايا! تكبر را از دلمان بِدَر كن.
خدايا! چنان كن كه حقيقت را با صفاى دل دريابيم.
خدايا! چنان كن كه روى به بارگاه تو آوريم.
خدايا! خريدار دلمان باش.
خدايا! دلمان را صفا بخش.
خدايا; اى معشوق دل آگاه و بينا! دلمان را از ياد خود غافل مكن.
خدايا! دلمان را به ذكرت شيرين كن.
خدايا! دلمان را شيداى رويت فرما.
خدايا! با خودت دلمان را شاد گردان.
خدايا! با نور لطفِ خود دلمان را روشن فرما.
خدايا! دلمان را از نور عبادت روشن كن.
خدايا! جان و دل را به شوقت زنده گردان.
خدايا! دل را صفا بخش و بر اين دل بيچارگان نظرى كن.
خدايا! خانه دلمان را با لطفت آباد كن.
خدايا! دلمان را به نور حقيقت، فروزان فرما.
خدايا! دلمان را آسودگى بخش .
خدايا! جوانانمان را با نشاط و زنده دل فرما.
خدايا! در آيينه دل عكس رويت را بنما.
خدايا! دلمان را جايگاه كينه و حسد قرار مده.
خدايا! در دلمان رأفت و مهربانى قرار ده.
خدايا! دلهامان را به ياد خود خاشع و فروتن فرما.
خدايا! آرامش و وقار را بر دلمان فرو فرست.
خدايا! همه لذتها را به بندگانت ببخش و دردها را از ما دور كن.
خدايا! دل دوستانت را به نور معرفت روشن كن.
خدايا! دلمان را از دانش و آگاهى سرشار كن.
خدايا! به صفايى كه در دل مؤمنان نهادى! باغ دلمان را همواره تازه و سرسبز بدار.
خدايا! دل عاشقان نشانه مهر توست. تير اشتياق را بر دلمان بنشان.
خدايا! دلمان را از وسوسه هاى اهريمن نگهدار.
خدايا! زبانمان را با دلمان يكسان گردان.
خدايا! ما را تشنه ديدارت گردان.
خدايا! بر خانه دل تجلى كن و كاشانه دل را آباد گردان.
خدايا! دل آگاه و جان روشن، ببخشاى و دل پر غصه مان را شاد كن.
خدايا! دعاى شكسته دلان مستجاب گردان.
خدايا! دل را در غم عشقت بسوزان.
خدايا! همواره نور خانه دل و مونس كاشانه دلمان باش.
خدايا! دلمان را غرق حكمت كن.
خدايا! دلمان را غرق نور رضا كن.
خدايا! دلمان را از كرم پرنور گردان و به مهر و عفو خود شاد گردان.
خدايا! گناهان را از صفحه دل بشوى.
خدايا! دلمان را از نور بندگى روشن فرما.
خدايا; اى چراغ خانه دل! درى از لطف بر ما بگشا.
خدايا! دلمان را از نور يقين روشن كن و اسير روى خود بنما.
خدايا! چنان كن كه همواره نگهبان كشور دل باشيم.
خدايا! چنان كن كه با ذكر تو خانه دلمان را جارو كنيم و از غبار كدورت و خاشاك ياد غير تو پاك گردانيم.
خدايا! دلهاى ما را نميران.
خدايا! دل پدر و مادرمان را از ما شاد فرما.
خدايا! ما را از شر شيطان حفظ كن! آن موجود پليد و خطرناكى كه انسان را فريب مىدهد، و به دل مردم وسوسه مىافكند، و مىخواهد از هر راهى و وسيله اى كه بتواند دل انسان را آشيانه خود قرار دهد و اختيار او را به دست گيرد و به وادى بدبختى رهسپارش سازد.
خدايا! ما را از ابليس كه مىكوشد دين و ايمان را از دلمان بربايد، دور نگهدار.
خدايا! آتش فروزان عشقت را در دلمان خاموش مكن.
خدايا! چنان كن كه مخفيگاههاى دل را بشناسيم و بدانيم با آنها چكنيم.
خدايا! اكنون كه با دل شكسته ام، كلبه اى ساخته ام و در آن با احاديث و كلمات تامه، زندگى را سپرى مىكنم، از تو مىخواهم اين گونه حالات و زندگى مرا مستدام بگردانى.
خدايا! ما را از درد دل بىخبر مگذار.
خدايا! شوردلى را از دلهاى ما دور كن.
خدايا! چنان كن كه از گفتن و شنيدن مطالبى كه براى دلمان ناخوش است، دورى جوييم.
خدايا! دلمان را هواى خود ده.
خدايا! چنان كن كه يك شب از خواب گران برخيزيم و دژ دل را از خصيصه خبيثه و اخلاق رذيله با آب ديده پاك گردانيم.
خدايا! دلمان را چشمه نور يقين ساز.
خدايا! دل بيدارمان را در مسير عطر معنويت قرار ده و چشم دلمان را به تماشاى آن بينا ساز.
آ یا صدايم را مي شنوی، به آن اهمیتی مي دهي ؟
خداي عزيز،این ما هستیم
كمتر از حد كما ل،دور از آزادی
اوه ما به آنچه به دست مي آوریم قانع ايم و بیش از آن نمي خواهیم
ولی گاهی فراموش مي كنيم كه براي چه ما را آفریدی
خداي عزيز، اکنون زمان معهود فرا رسیده
اگر گوش مي كني نشانه اي نشان بده
خداي عزيز، به تمنای من گوش فرا دار
ما را با نیازمان تنها نگذار
خداي عزيز، دستی بده
آیا این واقعاً همان چیزی است كه تو طرح كردي؟
خداي عزيز، به تو ایمان داریم
گر چه ما نا امیدت كرد ه ايم، نا امیدمان نکن
اوه ما به آنچه به دست مي آوریم قانع ايم و بیش از آن نمي خواهیم
ولی گاهی فراموش مي كنيم كه براي چه ما را آفریدی
امیدوارم و دعا مي کنم ما را به روزی درخشان تر هدایت كني
به بیرون از تاريكي و را همان را روشنی بخشي، خداي عزيز
امیدوارم و دعا مي کنم ما را به راهي بهتر هدایت كني
عشق پا سخ است پس را همان را روشنی بخش، خداي عزيز
را همان را روشنی بخش خداي عزيز، خداي عزيز
عشق پاسخ است پس را همان را روشنی بخش، خداي عزيز
Dear god, are you there
Can you hear me, do you care
Dear god, here are we
Less than perfect
Oh we take what we get and don’t take no more
But we sometimes forget what it was you created us for
Dear god, now's the time
If you're listening, show some sign
Dear god, hear ne plead
Don’t desert us in our need
Dear god, lend a hand
Is this really what you planned?
Dear god, in you we trust
Though we've failed you, don’t fall us
Oh we take what we get and don’t take no more
But we sometimes forget what it was you created us for, dear god
I hope and pray you'll lead us to a brighter day
Out of the darkness and light up our way, dear god
I hope and pray you'll lead us to a brighter day
Love is the answer so light up our way, dear god
Light up our way dear god, dear god
Love is the answer so light up our way, dear god

آهنگ جدید و بسیار زیبای گرگ ومیش از بنیامین بهادری
آلبوم جدید وبسیار زیبای مسعود سعیدی به نام نفرت



