تبليغاتX
رنگ زرد پاییز

سلااااااااااااااااااااااااااااااام خوبین؟در سلامتیه کامل به سر می برید؟هووووووووووووو

امروز به بابایی گفتم بزار فردا برم بیرون یه چرخی بزنم گفت نه.تو هر جمعه واسه آزمونات ماشینو می بری منم گفتم من که نمی رم دور بزنم میرم ازمون می دم و بر می گردم ولی خیلی ضد حال می زنه .

وااااااااااااااای اینقد حرف دارم بچه ها اینقد smsبازی کردم ۵۰۰۰۰ واسم اومده می ترسم  به بابایی  بگم گوشیو ازم  می گیره بخدا همشم به gfهام sms می زنم.به مامان گفتم قاطی کرد.گفتم خودم میدم گفت نمی خواد یه جوری باباتو راضی می کنم بده.بد جور معتاد گوشیو sms بازی شدم.

بازم مثه همیشه دلتگ ابجی جونم اینقد درساش سنگینه همش داره می خونه الهی نونوش فدات بشه اخه اون بهم می گه نونوش.توروخدا براش دعا کنید امتحاناش خوب باشه.اونم اینقد اعصابش خورده اخه من بهش قول داده بودم بهمن ماه برم پیشش ولی چون درس دارم نمی تونم برم اینقد گناه داره خیلی تنهاس ولی  خوب اسفند به سلامتی بر می گرده.ایشالا همه ی اونایی که غریبن و تنها همیشه سلامت باشن.امین.

حالا یه خبر دیگه اونروز پوتین پوشیده بودم بابایی اومد گفت مواظب باش دیگه نپوش گفتن طرحه جدیدشونه که پوتین رو شلوار می گیرن.منم تازه پوتین گرفته بودم  حسابی حالم گرفت.دوستام میگن بپوش بیخیال ولی من دیگه نمی پوشم اخه به نظرم ابروی ادم بره خیلی بده ابرو بهتر از خوشتیپیه.

راستی کیا با این طرح ها مخالف اند؟

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت18:30توسط نونو |
کارو
 اشک عجز

آمد ، به طعنه کرد سلامی و گفت : مرد
گفتم : که ؟ گفت : آنکه دلت را به من سپرد
 وانگه گشود سینه و دیدم که اشک عجز
 تابوت عشق من ، به کف نور ، می سپرد

 

""""""""""""::::::::::::::::::::::::""""""""""""

‌برای مردن

 تا روح بشر به چمگ زر ، زندانیست
 شاگردی مرگ پیشه ای انسانی است
 جان از ته دل ،‌ طالب مرگ است ... دریغ
درهیچ کجا ‌برای مردن جا نیست ؟

 

""""""""""""::::::::::::::::::::::::"""""""""""

بر سنگ مزار

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم
 چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟
چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟
 از این خوابیدن در زیر سنگ و خک و خون خوردن
 نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم
کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم
چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم
 از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم
 سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان
هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
 فتادم در شب ظلمت ، به قعر خک ، پوسیدم
 ز بسکه با لب مخنت ،‌زمین فقر بوسیدم
 کنون کز خک فم پر گشته این صد پاره دامانم
 چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟
 چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟
 ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم
 که خون دیده ، آبم کرد و خک مرده ها ، نانم
 همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم
 به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم
 ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی
 وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی
 شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی
 کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان
 به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی
 که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی
 نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا
 در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا
 همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا
 پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا
 به شب های سکوت کاروان تیره بختیها
 سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا
 به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی
 که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

""""""""""""::::::::::::::::::::::::""""""""""""

Ax haye Ashegahneye Irani www.30ndrela.com

+نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت13:39توسط نونو |
مخلصصصصصصصصصصصصصصصصصصصص

سامیلیک برو بچ

خوفین؟خودمم نونو.بعضی وقتا اینجوری دپرس می شم ولی زود خوب می شم.الانم خیلی درس داشتم اومدم خبر بدم که خوبم و به زودی بر می گردم.

کوچیک همتون هستم.

 

 

 

 

 بدترین درد این نیست که عشقت بمیره بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه بدترین درد اینم نیست که عاشق یکی باشی و اون ندونه

بدترین درد اینه یکی بمیره بعد از مرگش بفهمی که دوستت داشته

 

 

 

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت‌رو ازت دزديد

و به جاش يه زخم هميشگي‌رو روي قلبت هديه داد،

زُل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوسش داري.

 

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي

كه يكبار زير آوار غرورش همه‌ي وجودت له شده.

 

چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني

اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي.

 

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه، دونه‌هاي اشك گونه‌هاتو

خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري

 

چقدر سخته گل آروزهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار

تو خودت بشكني و اون وقت آرام زير لب بگي.

گل من باغچه نو مبارك.

+نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت19:35توسط نونو |