|
گناه من شايد اين بود که تمام رؤياهايم را از کوچههاي زندگي گرفتم و به آغوش مردي سپردم که ماندني نبود هر چند آغاز راه را دشوار ديدم اما دل سپردم و رها شدم در قلبي که تنها زمزمهاش نتوانستن بود دلم به حال دلتنگيهايش سوخت خواستم شکسته های دلش را بند بزنم ولی...دلم
سلام وبلاگ خوب و رازدارم.
خدا جون تنهایی واسه خودت خوبه یه جورایی حس می کنم شاید افسردگی وغصه م همین تنهایی باشه چون یه دفعه خواهرم رفت همه ی دوستام رفتن از همه شون نارو و نامردی دیدم.یه جورایی شاید امتحان شدم.اما بازم شکرت هزار مرتبه که خیلی چیزا دارم پدر مادر خوب زندگی خوب احساس کمبود نمی کنم اما نمی دونم چرا افسرده شدم.خدا جون ازم دلگیر نشی باهام قهر کنی من فقط تو تنهایی و همیشه تورو دارم.همیشه کمکم کن نذار با غصه هام تنها بمونم.خدایا اگه بغضی وقتا یه خورده شاکی می شم بذار پای نفهمیم.
|
About![]()
سلام من نوشین هستم دختزی تنها خیلی تنها.متولد 22/11/67 یه جورایی انقلابی البته روز تولدم رو میگم یه زمانی خیلی شیطون بودم اما حالا نه رشته کامپیوتر دختری از طایفه کرد از سرزمین کردستان.رانندگیم خیلییییی دوس دارم یعنی وقتی رانندگی می کنم اروم می شم راننده تو جاده هام بابام همیشه میگه تو پسرمی اخه خدا رو شکر دااش ندارم یه ابجی دارم اونم هند دندونپزشکی می خونه 2سالل ازم بزرگتره کوچیکم 11سالشه عاشق رنگ زرد و عاشق داریوش هستم.یه جورایی به قول دوسام وقتی داریوش گوش میدم و دپرس هستم میگن اره دیگه داریوش و عرق سگی و یه نخ سیگار فقط کمه.
Home
|